X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1387

آشنایی با مدیریت طرح (MC) در انجام پروژه‌های عمرانی

نویسنده : حسن نژاد، امید (عضو هیات مدیره گروه مشاورین پارس)

سال انتشار : 1386

چکیده

در این مقاله روش مدیریت طرح (MC) شرح داده می شود و مزایا و معایب آن شمرده می‌شود و در ادامه شرح وظایف و خدمات مدیریت طرح نوضیح داده می‌شود و در پایان پروژه‌های مختلف بر اساس چگونگی مدیریت طرح دسته‌بندی می‌شوند.

کلیدواژه : مدیریت طرح ؛ پیمانکاری مدیریت ؛ مدیریت پیمان ؛ MC ؛ Management Contracting

آشنایی با مدیریت طرح (MC) در انجام پروژه‌های عمرانی

نویسنده : حسن نژاد، امید (عضو هیات مدیره گروه مشاورین پارس)

سال انتشار : 1386

چکیده

در این مقاله روش مدیریت طرح (MC) شرح داده می شود و مزایا و معایب آن شمرده می‌شود و در ادامه شرح وظایف و خدمات مدیریت طرح نوضیح داده می‌شود و در پایان پروژه‌های مختلف بر اساس چگونگی مدیریت طرح دسته‌بندی می‌شوند.

کلیدواژه : مدیریت طرح ؛ پیمانکاری مدیریت ؛ مدیریت پیمان ؛ MC ؛ Management Contracting


1- مقدمه

از آنجا که اغلب مجریان طرحهای بزرگ عمرانی موفق به تکمیل و راه اندازی طرحهایشان، مطابق زمان و هزینه های پیش بینی شده نمی‌شوند، با مشکلات زیادی مواجه می باشند. پیچیدگی تکنولوژیکی، تنوع تخصصهای مورد نیاز، نامناسب بودن طراحی‌ها، حجم عظیم فعالیتها و همچنین تعداد زیاد سازمانها و افراد درگیر در طرح، همگی از مسائلی هستند که اغلب مجریان طرح را در پروژه های بزرگ و پیچیده از رسیدن به اهداف پروژه باز می دارند. معضلات ناشی از این مسائل، زمانی نمود بیشتری خواهد داشت که مجری طرح تجربه و تخصص لازم را در اداره کردن  پروژه های مشابه کسب نکرده باشد و علیرغم نداشتن ذهنیت روشن نسبت به فعالیتها و نیازهای آتی پروژه، مسئولیت مدیریت و هماهنگی طرح را نیز بر عهده گیرد. در ابداع روشهای نوین اجرا و مدیریت طرحهای بزرگ سعی می شود تا اولاً هماهنگی و یکپارچگی بیشتری میان مراحل طراحی و ساخت برقرار گردد و ثانیاً وظایف مدیریتی از وظایف فنی طراحی و ساخت مستقل گردد. روش پیمانکاری مدیریت (MC) از جمله این روشها می باشد که غالباٌ در طرحهای بزرگ صنعتی و در کشور ما در طرحهای پتروشیمی مورد استفاده قرار گرفته است. در این روش پیمانکار مدیریت یا مدیر طرح (MC) به صورت عضوی از تیم کارفرما گشته تا بر اساس یک حق‌الزحمه توافق شده و به دور از تمایلات سودجویانه پیمانکاری، به انجام خدمات مدیریت در زمینه ساخت بپردازد.

از جمله عواملی که منجر به رواج نیافتن کاربرد روشهای نوین در مدیریت طرحهای عمرانی کشور گشته است، محدودیتهای سازمانی، عدم ریسک پذیری دستگاه اجرایی،‌ عدم آگاهی مجریان طرح از روشهای نوین و در نهایت عدم انطباق روشهای ابداع شده در سایر کشورها با کشور ما می باشد.

در واقع روش مدیریت طرح در نتیجه اصلاح روشهای مدیریتی در هدایت و انجام پروژه‌ها به وجود آمده است. در این روش نحوه عقد قرارداد با پیمانکاران ساخت به دو صورت ممکن است صورت گیرد:

1.                زمانی که کارفرما به منظور رهایی از درگیریها و ریسکهای منتقل شده از پیمانکاران ساخت، ترجیح میدهد که تنها با مدیریت طرح قرارداد منعقد کند و سپس وی مستقیماً با پیمانکاران ساخت در ارتباط با انجام بسته (Package) های کاری قرارداد منعقد می کند.

2.                زمانی که کارفرما ترجیح می دهد قراردادهای ساخت مستقیماً و بدون واسطه MC با پیمانکاران منعقد شود و تنها MC  وظیفه مشاوره در انتخاب پیمانکاران و مدیریت بر نحوه عملکرد آنها را عهده دار گردد. در این حالت MC نقش مشابهی نسبت به مدیریت ساخت (CM) پیدا می‌کند و ریسکهای منتقل شده به وی بسیار محدود میگردد.

2- مزایا و معایب روش مدیریت طرح (MC)

2-1- مزایا

1.                در صورتیکه MC در اواسط فاز طراحی و یا زودتر به کار گرفته شود، با ادغام شدن درون تیم طراحی و هماهنگی با تیم طراح قادر خواهد بود تجربیات و مهارتها مربوط به ساخت را در طراحیها اعمال نماید تا منجر به کاهش زمان، هزینه، اجرایی شدن بهتر طرحها و افزایش امکان آنالیز مهندسی ارزش در مراحل طراحی و ساخت گردد.

2.                با توجه به اینکه نظارت بر عملیات اجرایی پیمانکاران ساخت بر عهده MC می باشد بنابراین نیازی به خدمات نظارتی مهندسین مشاور نیست.

3.                حضور MC منجر به ایجاد هماهنگی مابین پیمانکاران ساخت و رفع مشکلات آنان به لحاظ عدم تداخل کاری می گردد.

4.                ارائه خدمات پشتیبانی به پیمانکاران ساخت منجر به تسریع عملیات اجرایی و همچنین پوشش دادن نقاط ضعف آنان میگردد.

5.                چون MC مستقیماً در طراحی و اجرا شرکت نمی کند، می تواند فارغ از مسایل مستقیم اجرایی منحصراً به مدیریت، برنامه‌ریزی و کنترل هزینه بپردازد.

6.                MC همچون عضوی از تیم کارفرما، تمایلات سودجویانه پیمانکاری ندارد و تنها هدفش جلب رضایت کارفرما است.

7.                در این روش رقابت شدیدی مابین پیمانکاران ساخت ایجاد میگردد، زیرا کار به بسته های کوچکتری تقسیم شده است و پیمانکاران با انجام صحیح و بموقع آن، سعی در به دست آوردن بسته های کاری بیشتری دارند.

در صورتی که قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد دارای محاسن زیر است:

1.                کلیه ریسکهای ناشی از عملیات ساخت به MC منتقل می گردد.

2.                مسئولیت کلیه جنبه های ساخت بر عهده یک پیمانکار واحد است.

3.                MC امکانات پشتیبانی و خدمات و تسهیلات مرکزی برای پیمانکاران تدارک خواهد دید.

2-2- معایب

ادغام MC در درون تیم طراحی به جهت وجود نگرش خصمانه آنها نسبت به وی دشوار است.  در صورتیکه قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد معایب آن عبارت است از:

1.    چون تمام تصمیم گیری‌های مربوط به ساخت توسط MC صورت می گیرد، چنانچه وی صلاحیت کافی نداشته باشد پروژه با خطر جدی مواجه می گردد و از این بابت کارفرما ریسک بالایی را پذیرفته است.

2.    همواره کنترل زیادی بر روی فاکتورها و صورت حسابها بایستی صورت گیرد و بنابراین کاغذ بازی و سوء ظن در این حالت به مراتب بیشتر است.

3.    به جهت کنترل زیاد کارفرما، آزادی عمل در نحوه اجرای کار و خرید اقلام پایین می آید.

3- شرح وظایف و خدمات مدیریت طرح (MC)

برای انجام طرحهای عمرانی کشور در « نظام فنی و اجرایی طرحهای عمرانی کشور» که در تاریخ 23/3/1375 بر اساس پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه به تصویب هیات وزیران رسیده است طرح های عمرانی در دو مرحله «تهیه طرح» و «اجرای طرح» انجام می شوند.

مرحله تهیه طرح که خود شامل «مدیریت بر تهیه از جنبه ایفای وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود راساً با کارکنان خود، آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت تهیه طرح که کارفرما در صورت در اختیار نداشتن امکانات لازم یا بزرگ و پیچیده بودن طرح به پیمانکار خدمات مدیریت طرح واگذار می نماید.»

مرحله اجرای طرح که خود شامل: «مدیریت بر اجرای طرح از جنبه های وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود راساً با کارکنان خود آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت و کنترل که شامل خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی، کنترل پروژه و نظارت می شود.»

توضیح اینکه خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی و کنترل پروژه را می توان در صورت نیاز به پیمانکار مدیریت اجرای طرح واگذار نمود.

با توجه به اطلاعات جمع آوری شده از اجرای پروژه‌ها به نظر میرسد در صورت نیاز لازم است انجام مدیریت تهیه طرح و مدیریت اجرای طرح توسط یک واحد تحت عنوان مدیریت طرح و ساخت صورت گیرد.

خدمات مدیریت اجرای طرح را برای تکمیل مرحله ساخت، بهره برداری و سپس نگهداری صحیح از واحدهای مختلف یک پروژه به شرح ذیل می‌توان عنوان نمود:

§                     خدمات مدیریت، هماهنگی و مشاوره

§                     تعیین خط مشی های اجرایی پروژه و رویه‌ها

§                     برنامه ریزی، تهیه برنامه‌های زمان بندی، کنترل پیشرفت عملیات و گزارش دهی به کارفرما

§                     هماهنگی عملیات اجرایی و نظارت بر ساخت

§                     کنترل و هماهنگی در مورد حمل و نقل و تحویل مواد و مصالح.

§                     کنترل مواد و مصالح و تجهیزات

§                     بازرسی میدانی، تست و راه اندازی

§                     خدمات دوره بهره برداری

§                     برآورد و کنترل هزینه

§                     تهیه اسناد و مدارک

§                     کنترل کیفیت و تضمین کیفیت

§                     مساعدت در امر استخدام و آموزش پرسنل بهره برداری

به عبارت دیگر به استناد تعاریف سازمان مدیریت و برنامه ریزی، مجری جهت مدیریت، کنترل و هماهنگی پروژه‌ها و مراحل اجرایی طرح پس از کسب مجوز از مراجع ذیصلاح می تواند از یک شرکت بعنوان مدیریت طرح استفاده و کلیه وظایف و مسئولیتهای کارفرمایی را بجز موارد زیر به وی تفویض نماید:

§                     قبول تضمینها و دستور تمدید، آزاد کردن، ضبط و یا واریز آنها

§                     تصویب تغییر مبلغ قرارداد

§                     تصویب تغییر مدت قرارداد

§                     تغییر مشخصات کلی ، تغییر سیستمها و اجزای اصلی کار

§                     تصویب قیمتهای جدید و حق‌الزحمه خدمات اضافی

§                     تصویب گزارش های مراحل مختلف خدمات مطالعه و طراحی

§                     تصویب تحویل موقت و تحویل قطعی

§                     تعلیق، خاتمه و فسخ قرارداد

§                     تصویب صورت وضعیت قطعی و صورتحساب نهایی

4- نتیجه گیری

از آنجا که هر یک از روش های اجرای پروژه های عمرانی اعم از روش امانی، روش مرسوم سنتی، روش طراحی - ساخت، روش مدیریت ساخت (CM) و روش پیمانکاری مدیریت (MC) را متناسب با حجم عملیات اجرایی و مالی و گستردگی نیاز به تخصصهای مختلف می توان جهت انجام پروژه های مختلف بکار برد، لذا با توجه به مزایا و معایب هر یک از روشها موارد ذیل پیشنهاد میگردد.

§                     پروژه‌ها را می توان به پروژه های در حد TSR، پروژه های عمرانی کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم نمود:

1.                پروژه های TSR به روش امانی توسط کارشناسان داخلی قابل طراحی و ساخت است.

2.                پروژه های عمرانی کوچک را می توان به روش پیمانکاری مرسوم و توسط کارشناسان داخلی، مهندس مشاور و پیمانکار عمومی اجرا نمود.

3.                پروژه های عمرانی متوسط را می توان با تلفیقی از روش پیمانکاری مرسوم ( سنتی ) و جایگزینی پیمانکار مدیریت بجای مشاور با حضور کارفرما و پیمانکار عمومی اجرا نمود و یا  می توان با استفاده از روش - طراحی ساخت و کمک پیمانکار مدیریت، پروژه را اجرا کرد.

4.                در پروژه های عمرانی بزرگ که عموماٌ از پیچیدگی خاصی برخوردار است و در اجرای آن از تخصصهای مختلف فنی ، مالی ، کنترلی و مدیریتی همچون پروژه ساخت کارخانجات صنعتی و ساخت واحدهای پالایشی و پتروشیمیایی کمک گرفته می شود بهتر است از روش پیمانکاری مدیریت یا مدیریت طرح استفاده شود.

§                     با توجه به اینکه عموماً در دو حالت زیر از MC استفاده می شود

1.                تخصص لازم در گروه کارکنان کارفرما به اندازه کافی وجود نداشته باشد.

2.                زمان رسیدن به پایان پروژه و بهره برداری بسیار کم باشد.

3.                هزینه قرارداد MC حدوداً 5 تا 10 درصد اجرای پروژه EPC مربوطه است و با توجه به اینکه هزینه های ثابت در بکارگیری MC وجود دارد با کوچکتر شدن پروژه درصد هزینه استفاده از MC نسبت به هزینه EPC افزایش می یابد. از سوی دیگر گفته می شود استفاده از MC بیشتر برای پروژه‌هایی با هزینه بالاتر از 300 میلیارد ریال اقتصادی خواهد بود.

4.                از آنجا که گفته می شود استفاده ازMC عموماً برای پروژه‌هایی با هزینه بالاتر از 300 میلیارد ریال اقتصادی خواهد بود و با توجه به اینکه انتخاب MC برای هر یک از پروژه های عمرانی باعث ایجاد کار اضافی برای کارفرما جهت تهیه شرح کار، نظارت بر کار MC و غیره می گردد اولاً گرفتن MC برای هر یک از پروژه‌ها به صورت جداگانه به صرفه نخواهد بود و ثانیاً در صورتی که الزامی در استفاده از MC وجود داشته باشد می توان کل پروژه های موجود در دفترچه موافقت نامه را که هزینه اجرای آن بالغ بر 500 میلیارد ریال است پس از امکانسنجی مجدد و دقیق به MC واگذار نمود. بدیهی است در این صورت وظیفه کارفرما نظارت بر MC و انجام وظایفی است که از عهده MC ساقط شده است.